مالزی نشین ِ سابق!

هر روز از یه گوشهء دنیا...

امروز بابا رفته بود جواب آزمایش تیروئیدم رو هم گرفته بود، فاکتور T.S.H خونم بالا بود. بر اساس فوضولیایی که توی نت کردم، اگه این مقدار بالا باشه و اون دو تای دیگه نرمال باشه، نشونهء کم کاری ِ خفیف تیروئید هست. تا فردا برم دکترم ببینم چی میفرمایند!، هم در مورد این نتایجا، هم این که وضعیت پاهام آنچنان تغییری نکرده. شاید در حد 20-30 درصد فقط...

دیگه چی میخواستم بگم؟! هان! فعلاً زدم وایبرم رو هم کلاً دک و داغون کردم، خدا رحمتش کنه! گفتم شاید یه دلیل این که روی گوشی خودم اکتیو نمیشه این باشه که هنوز روی گوشی جدیده اکتیو هست (هر چند قبلاً هم چنین تست هایی کرده بودم که روی یکی فعال باشه و جای دیگه بخوام فعالش کنم، و خب قبلی رو دی.اکتیو میکرد خودش خود به خود)، ولی دیگه گفتم حالا شااااید... زین روی اومدم وایبر گوشی جدیده رو دی.اکتیو کردم که دیگه خیلی محکم کاری کرده باشم، بعد با اجازتون وایبر لپ تاپ هم دی.اکتیو شد و وایبر گوشی خودم هم درست نشد که نشد!

+ مدارک رو تقریباً آماده کردم... ولی دنبال کارایی که بهم سپرده بودن نرفتم هنوز! از اون طرف هم بعضی از ملت فهمیدن دیگه یواش یواش میخوام برم، دوباره فاز مهمونی بازیا تا حدی شروع شده. فقط موندم توی کف که چرا این پسرخالهه که میخواست مالزی هم بیاد، هنوز خبری ازش نیست؟ دیدنی تولد فسقل که نیومدن، این همه هم سنگ این رو به سینه زدن که میخوایم دعوتت کنیم و اینا، ولی از اونم خبری نشد! باور کن بازم روزای آخر که من میخوام برم و این قد برنامه هام میپیچه توی هم، یادشون میاد! بعدشم میگن خودش وقت نداشت!

++ اضافه شد: مث که خیلی خوش به حالمه! صدجا صدجا دعوت میشم یهو! صبح باید برم دکتر، از طرفی مادرشووره زنگ زده فردا بیا اینجا! عصرش باشگاه دارم! با خودم گفتم خب چارشنبه میرم خونهء مادرشوور اینا. ولی یهو دخترخالهه مسیج داد که پیگرد مسیجی که سابقاً زدم و پرسیدم چارشنبه آزاد هستین یا نه، چارشنبه عصر برنامه گذاشتیم کوچه باغی ِ خونهء قدیم پدربزرگ!... حالا موندم چه کنم؟ فردا مسیر دکترم تا نزدیک خونهء مادرشوهراینا هست. ولی خواهرشوهره کتابخونه است. تا قبل از که اون بیاد هم من باید برگردم خونه چون باشگاهم این طرف هست! خب اگه خواهرشوهر هم فسقل رو نبینه که روزش شب نمیشه و باید ریپید بشه این رفتنه! اگه برنامه رو بذارم برا چارشنبه که برم خونشون، بعد خب عصرش رو چیکار کنم باز؟! اصلاً کلاً قر و قاطی شده رفته! البته یحتمل همون چارشنبه رو برا خونهء اونا اوکی کنم. ولی واقعاً حس این همه جابجاییِ مسافتی ندارم...

[ دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ]