مالزی نشین ِ سابق!

هر روز از یه گوشهء دنیا...

اون روز گفتم که سر انگشترایی که عیدی گرفته بودیم چی اومدا!؟ بگو خب! خلاصه که امروز صبح شال و کلاه کردیم که بریم دوباره دنبال انگشتر بگردیم یا سفارش بدیم (دیشب نصف شب هم که بیدار شده بودم کلی دنبال مدل انگشتر گشتم و با دست پُر داشتم میرفتمچشمک). توی راه بودیم که یهو به ذهنم رسید که: خب من که آنچنان اهل استفاده از طلا نیستم. به اندازه دو سه برابر انگشتای انگشتر خور م (!) هم انگشتر دارم! دیگه برم طلا بخرم چیکار؟ با این دوزار بالا پایین توی سرمایهء طلاجات هم نه کسی پولدار شده نه فقیر! از طرفی هم شدیداً به گوشی نیاز دارم. با این گوشی زاغارت، من حتی یه فیلم بیش از ده ثانیه ای توی واتساپ و اینا نمیتونم برا کسی بفرستم! (از بقیه مسائلش خدایی راضی ام. فقط همین که بیش از سه چار تا برنامه که نصب کنم دیگه تا خِرخِر اش پر میشه یا همین مشکل ارسال فیلمش که فقط ده ثانیه میفرسته کچلم کرده)... خلاصه که در یه فکر انتحاری(!) به این نتیجه رسیدم که این پولی که بابت انگشتر ِ عیدیم دستم هست رو نگه دارم و مابقی پول رو هم بذارم رووش و یه گوشی بگیرم! (آیکون یه نفر که چشماش برق میزنه!)

خلاصه که اول زنگول کردم به مامان که: من اگه همچین تصمیمی بگیرم نسبت به عیدی ای که شما میخواستی به من بدی، ناراحت نمیشی شما؟! اون بنده خدا گفت نه. بعدشم دیگه خب دِ بدو که رفتیم برا گوشی خریدن!نیشخند

راستش اعتراف میکنم که از اول گوشی S4 سامسونگ یا G2 اِل.جی مد نظرم بود فقط. یه طورایی هم حس میکردم حدود یه تومن بیشتر نباشه. اگه اینطور بود، مقداری که خودم پیاده میشدم هنوز قابل تحمل بود. ولی حین گشتن به این نتیجه رسیدم که 250تومنی که تفاوت S4 با S5 هست قابل ایگنور کردن هست و... خب جوگیرانه رفتیم سراغ S5 !! (حالا از کجا هم به این نتیجه رسیدم که اینو میتونم ایگنور کنم رو والا خودمم نمیدونم! چون برتری هاشون نسبت به هم فقط در حد یه تفاوت دوربین بود عملاً!

اِنی وی که به هر حال با سی تومنی که گلاسی-پروتکتور انداختم روی گوشی، یک و چارصد پیاده شدم تا برگشتم خونه! (گفتم پروتکتورش از این ضدضربه ها باشه که زین پس اگه فسقل خانوم میلشون کشید گاز بگیرن با دندونای تیزشون(!)، آسیبی به ال.سی.دی گوشی نرسه. خیلیییی از دوستاییم که بچه هاشون حین دندون در آوردن بودن رو دیدم که بچه گوشهء ال.سی.دی موبایل رو گاز زده و شکونده اون رو! گرچه با اسکرین پروتکتور و کاور گوشی کلاً موافق نیستم و معتقدم آدم باید لذت ِ نازک بودن و سبک بودن گوشی و کیفیت و سرعت ال.سی.دی در لمس کردنش رو ببره، ولی به هر حال احتیاط شرط عقله در شرایط کنونیچشمک)

وجداناً هر چی فکر میکنم هنوزم نمیدونم چرا یهو رفتم گوشی خریدم!؟ اصلاً چی شد به جای s4 که این قد در موردش تحقیق کرده بودم، یهو s5 رو خریدم؟!

آهان یادم اومد! نمایندگی میگفت که 4G برا S4 نداریم و چون قانونی وارد نمیشه اصلاً نمیاریم، منم ترجیح میدادم نسل چهارم باشه گوشیم و مازاداً که از نمایندگی بخرم که خیالم راحت باشه که کلاه نمیره سرم! (آقا بس که روده راست توی شکم این فروشنده ها نیست این روزا! والا! آدم میترسه خب!) از طرفی هم یه مغازه دیگه که برام یه کم قابل اعتماد بود هم فقط آبیش رو داشت که من آبی نمیخواستم! این شد که دیگه رفتم سراغ S5! اونم اول دوست داشتم سورمه ای بگیرم، ولی نداشتن! آبی داشتن فقط! این شد که سفید شد گوشیمون!! الان توی خونمون همه گوشیا مثل همدیگه است! به راحتی نمیشه تشخیص داد کی به کیه! خواهره که Grand2 داره و سفید! مامانه note3 و اونم باز سفید! منم که خب الان S5 و باز سفید! همش هم تقریباً در ظاهر خیلی شبیهه و توی یه نگاه نمیشه بفهمی کدوم مال خودته!!زبان باز خوبه گوشی باباهه مشکیه! وگرنه دیگه کلاً گم میشدیم بین گوشیا!

همین دیگه ننه! حالا هم باید بشینم اپلیکیشن ها رو نصب کنم که منتقلشون کنم به این یکی گوشیه. نصفه شبی هم سرعت نت داغووون! (ساعت ده دقه به سه هست! اینترنتمون شبانه هاش رایگانه، بعد مث که همهء یوزرای شاتل حمله میکنن! سرعت میاد پایین کلاً!خنده)

+ بازم به قدیما که هنوز نیته خشک نشده، میرفتم چیزی که میخواستم رو میخریدم! الان که دیگه نیت نکرده میرم خریدزبان

++ امشب خونهء خاله د. دعوت شدیم یهویی برا شام! فردا شب هم خونهء پسردایی بزرگه هستیم... امروز داشتیم با خواهره در مورد پسردایی بزرگه و زندگیشه و ایده هاش حرف میزدیم. کلاً با این که یه کم نکات مبهم ِ قابل کشف(!) داره، ولی شخصیتش برام جالبه و به نسبت بقیه پسرداییا بیشتر دوسش دارم. جالبه برام که سیستم اعتقادیش به خودم خیلی شبیهه، هر چند در خیلی مسائل اصلاً پیش نیومده اعتقاداتمون رو به زبون بیاریم و قطعاً پیش هم نخواهد اومد. در مسائل دیگه که قابل پیش اومدن هم هست(!)، اصولاً فقط شنونده بودم...

[ سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ]