مالزی نشین ِ سابق!

هر روز از یه گوشهء دنیا...

گفتم که این ماهه تونستیم بالاخره دوزار ذخیره کنیم (که البته بعدش هزار برابرش خرج برامون ایجاد شده!). ولی خب دلمون خوش بود که اون پول حداقل شاید یک دهم کارا رو راه بندازه.

پوله توی یه کارتی بود که ازش استفاده نمیکنیم اصلا. اون روز رفتم پوله رو بریزم توی کارتی که همیشه باهاش خرید میکنیم (بعد از یه ماجرای دزدی از حسابمون، دیگه فقط یه کارت رو میکشیم جایی که میریم خرید و توی اون هم مقدار کمی پول نگه میداریم). داشتم میگفتم: رفتم پوله رو بریزم که رمز رو اشتباه زدم سه بار و قفل شد. این قد نشد کارت رو از مسترنیک بگیرم و رمز رو ریست کنم تا امروز (و تمام این روزا هم دلخوش به اون دو زار!). تا بالاخره الان تونستم برم ریستش کنم! و در کمال ناباوری: کو؟؟؟؟ هیچی که تووش نیست که!!!!!تعجب

بعله!! ریز حساب رو نیگا میکنم، 1/1 از حساب برداشت شده! ... مسترنیک؟؟؟... اوهههه... آره! فک کنم من برداشتم! ... کِی؟؟؟ .... تاریخ خودش مشخصه دیگه! همون روزی که از سفر برگشتیم و رفتیم پیش عموش اینا...!

و الان چه پولی؟ په کشکی؟ خب این مدته خرج شده...

بعله! و این است اندوختهء ما!!! جالبه که به دلخوشیِ اون پوله، رفته بودیم همین مقدار رو از کسی قرض گرفته بودیم که به خیالِ خودمون با این پوله صافش کنیم بدهی رو!!!...

با تشکر از خودمون و دست اندر کاران! همچین آدمای خجسته ای هستیم ما!!!

[ دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ]