| انواع بورسیه و هزینه های کمک تحصیلی در مالزی |
| ساعت ٧:۱٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠ |
|
بعد از اون جنگ و جدالها بر سر برایت اسپارک، فقط یه نتیجه گیری کردم و اونم اینکه: خیلی از ایرانیایی که اینجا هستن، از راه هایی غیر از روو آبی(!) دارن استفاده میکنن که این قد بهشون برخورده و خصوصاً سیل کامنتای خصوصی (میتونی هم بخونی فحش ها و یا طعنه های خصوصی!!) و خب مخالفت ها با دیدگاه من (تاکید میکنم! دیدگاه شخصــــــــــیِ من!)، صِرفاً همین رو نشون میده. وگرنه اگه همه داشته باشن کار عادی خودشون رو بکنن و حتی برایت اسپارک رو داشته باشن ولی به شیوهء عادی مقاله بدن، چرا باید بهشون بربخوره که حتی توی پُست جوابیهء من به کامنتا، این قد زشت برخورد کنن باز؟ اونم آدمهایی که مدعی تحصیلکردگی دارن! بیخیال توهین ها میشم چون هر کسی در سطح خودش جواب داده! گاهی هم حتی از خیلی از مدلای دفاعیهء ملت از خودشون خندم میگیره. من حداقل جرأت داشتم و دارم که با هویت مشخص خودم و در جای ثابتِ خودم بنویسم و ثبت کنم، ولی شما (=اونا) چی؟ حتی از نوشتن یه اسم و آدرس ایمیل مجازی هم ترس دارن. حالا حرف چنین کسی، مخالفت و موافقتش فکر میکنی خیلی مهمه؟ حالا شما بگی من گربه ام و دستم به موش(!؟) میرسه یا نه، تاثیری داره فک میکنی؟؟ نه عزیز! من به کمتر از بوقلمون راضی نیستم! موش ها برا شما که با ذائقه ات میسازه! فک کنم بهترین موقعیته که در مورد بعضی از مدلای بورسیه یا حتی پول درآوردن از تحصیل، که خودم آشنایی دارم، براتون بگم که کسانی هم که زیاد در جریان نیستن بدونن و اگه براشون موقعیتش هست، استفاده کنن. اگه هم کسی راه دیگه ای میدونه، بگه تا اضافه کنیم: 1. بورسیه های دولتی مالزی هست که بیشتر تحت قراردادهایی که با دولت ایران میبنده به دانشجوها ارائه میشه و همین طوری مستقیم نیست و باید از طریق دولت ایران اقدام کرد. مثلاً چیزی رو که من شنیدم اینه که چن سال پیش مالزی با ایران یه قرارداد بست که فلان مدل پروژه هاش رو ایران به مالزی بده، بعد مالزی هم در ازاش هر سال تعدادی فارغ التحصیل برتر بعضی دانشگاهای معروف ایران رو(!) به طور بورس قبول میکنه اینجا و بجز هزینه تحصیل رایگان، یه مقدار هم هم هر ماه بهشون پول بده. 2. از طریق خوده دانشگاهای ایران بورسیه بشن افراد (شبیه بالایی هست، ولی کمی متفاوت تر. چون هزینه رو مبدا تقبل میکنه نه مقصد). این دو حالت داره: یا طرف اینجا پذیرش دکتراش رو میگیره و مدارکش رو به دانشگاهای ایران (بیشتر به شعب دانشگاه آزاد) ارائه میده و دانشگاه هم اگه رشته به دردش بخوره، قبول میکنه که مثلاً ماهی این قدر پول بده، بعد از اتمام تحصیل، دوبرابر زمانی که طرف پول دریافت کرده، برا دانشگاه کار خواهد کرد و اینطوری که میگن، عضو هیات علمی هم میشه حالت دومش هم همون کارمندای دانشگاه مذکور (یا شرکتهای مختلف) هستن که خودشون دستشون توی کار هست و خب عملاً خودشون رو بورس میکنن دانشگاهای کشورای دیگه و خب شبیه همون حالت اول... پولی رو ماهیانه میگیرن و بعدش هم تعهد خدمت و اینا... با این تفاوت که چنین افرادی عموماً این مدت تحصیل رو برا خودشون مرخصی رد میکنن و گاهاً شنیدیم که بعضیا مرخصی های باحقوق هم دارن (فقط شنیدیم! ما علم غیب نداریم که حساب ملت رو چک کنیم! ولی هر چیزی شدنی هست با بند پ) 3. همون قراردادی مثل برایت اسپارک و این چیزا که خب تعهد تعداد مشخصی مقاله رو میدی (میشه حتی تعدادیش رو بعد از اتمام تحصیل ارائه داد. ولی تا قبل از اتمامش، مدرک رو تحویل نمیدن)، و خب اونا هم تعهد حقوق معینی رو توی زمان معین ارائه بدن. که برا این شرایط، چون تعداد مقاله بالاست، تبحر خاصی در مقاله دادن میخواد که کار هر کسی نیست (در شرایط عادی!) 4. حقوق برا Research Asistant : هزینه ای که به دستیار پروژه ها میدن. اینجا خیلی از پروژه هایی که توی دانشگاها انجام میشه، یه بودجه از طرف دولت داره، که خب کسانی که به اون پروژه بپیوندن، اکثراً میتونن یه هزینهء مختصر ماهیانه دریافت کنن.(صِرفاً هم نیازی نیست که آدم به طور تحقیقاتی درس بخونه (By research) که بخواد عضو یه پروژه شه. افرادی هم هستن که دارن واحد میگذرونن ولی تخصص مرتبط با یه پروژه رو دارن و به اون پروژه می پیوندن و حتی هزینهء دستیاری میگیرن. بیشتر در این زمینه رو از این سایت پذیرش دانشجو که تخصصش بیشتر از من هست رو هم میتونید بخونید. (لطفاً به خط اولی که حتی این سایت نوشته هم دقت کنین! بعد بیاین هی مثل پُست های قبل به من فحش بدین 5. خیلی از دانشگاهای مالزی (بیشتر خصوصی ها)، دانشجوهای فارغ التحصیل از فوق لیسانس و دکترا رو به عنوان استاد برا مقطع پایین تر، به طور قراردادی میگیرن. خیلی وقتا کسانی که فوق رو تموم کردن ولی دانشجوی دکترا هستن، با مدرک فوقشون، از این شیوه هم استفاده میکنن. 6. ارائه مقاله: خیلی از اساتید و حتی خیلی از دانشگاها، اعلام میکنن که اگه مقاله داشته باشین، به ازای هر مقاله این قد هم بهتون پول دستی میدن. گاهی وقتا هم فقط پولِ بررسی و چاپ خود مقاله رو میدن (که باز اینم برا کسی که میخواسته از جیب پول بده، ولی الان پولش رو دادن، یه ذخیره حساب میشه). گرچه کم و گسسته است، ولی تقریباً برا همه، خیلی در دسترس هست. 7. کارای دانشجویی: استاد آزمایشگاه شدن و این چیزا. چن تا از دانشگاها رو که من میدونم، گاهی اعلام میکنن (البته نه زیاد علنی! بیشتر زیرپوستی)، و خب افراد واجد شرایط میرن اسم مینویسن و بعد از مدتی اعلام میشه که چه افرادی پذیرفته شده. گاهی هم خوده اساتید از بین دانشجوهاشون، کسی رو که می بینن تواناییش رو داره انتخاب میکنن برا آزمایشگاهِ درس خودشون و دستی پولی بهش میدن، چون در اصل آزمایشگاهِ درس خودشون بوده و حقوقش برا خودشون. ولی این امکان رو دارن که یه دستیار بگیرن و هزینش رو پرداخت کنن. یه کارای دیگه هم هست مثل کمک کردن به استادا توی کار و تحقیقاتشون، حتی در این حد که مثلاً یه موضوع مرتبط با کارشون رو که خودشون میگن براشون سرچ و پرینت کنن و بهشون بدن و استاده یه مبلغی میده (اینا همش زمانی ممکن میشه که با استاد هماهنگ شه. همهء اساتید این نیاز رو ندارن. خیلی هاشون حتی برای این کارای حاشیه ای، از دانشجوهای مقاطع پایین تر خودشون، تحت عنوان تمرین های کلاسیِ اونا استفاده میکنن و خب پولی هم نمیدن. ولی هستن اساتیدی هم که یه پول جزئی بابت این طور مسائل میدن. کلاً باید گشت) 8. حالت های دیگه هم مثل این هست که بچهء فلان رئیس مئیس باشی یا اصلاً خود رئیسه باشی و حتی برا مقطع لیسانس(!!!)، اونم یه رشته ای که هر ده کورهء کشورت داره، از طرف خودشون(!؟)، بورس شی یه کشور خارجه و حتی پول تو جیبی هم بگیری و ... اون وقت دانشجوهای فوق لیسانس و دکترا، طفلکا تشخیص داده بشه که استحقاق بورسیه شدن ندارن و بشینن بزنن توو سر خودشون! والا! |
| مطالب اخیر |

!!!)
