این پُست جوابیه ای به کامنتهای پُست افشاگری، چه توی این بلاگ و چه توی سایت ایران مالزی هست!
میگما؟ بعضیا یه کم دقت کنین بد نیستا! ببینین اصلاً هدف و یا نتیجه گیریِ نویسنده از مطلب چی بوده؟ نه فقط یه نیگا به تاپیک بندازین و بعد بیاین جوگیر شین و بهتون بر بخوره...
اول که: همونطور که توی همون پُست هم نوشتم، قصد اصلیم از اون پُست این بود که به افرادی که در جریان نیستن، بفهمونم که برایت اسپارکی هست(معرفی!)، ولی اسمش اون بورس عادی و طبیعی نیست که در ازاش یه کار عادی و طبیعی میکنی(تفسیر!). پس الکی گول کلاس گذاشتن های اضافی بقیه رو نخورین(روشنگری!) و فکر نکنید که خارج از ایران، همه چی مُفت و مجانیه و شما فقط مظلوم واقع شدی. هر چیزی بهایی داره. مقاله، اونم توی این تعداد، یه کار ساده نیست! (واقع گرایی!) این از یک!
دوم هم من نگفتم همهء ملتی که قرارداد برایت اسپارک رو میبندن، همشون دارن از اون سه شیوه استفاده میکنن. ولی گفتم امکان استفادشون خیلی زیاده. گرچه شیوهء اول و دوم کاملاً هم اخلاقی هست و مشکلی نداره اصلاً. فقط قِلِق داره. پس شما چرا بهت برمیخوره!؟
در ضمن این گوشت (همون گوشتِ پیف پیفی که بعضیا گفتن چون من دستم نرسیده و اینا...) این گوشت(!؟)، برا همه قابل دسترسه تقریباً (با شرطه ها و شروطه های خودش) پس زیاد حرص دست من و بقیه رو که بهش رسیده یا نرسیده نخورین!
آرزوی ما که این نبوده و نیست ولی انشالاه که هر کی آرزویی داره بهش برسه. ما که بخیل نیستیم که... اگه بخیل بودم اصلاً نمیگفتم برایت اسپارکی هست، ریسرچ اسیستَنتی ای هست، امکانِ پول درآوردنی هست، درسی هست، مشقی هست...
و در آخر: شمایی که مدعی هستی و این قد توانا هستی که از پشت کیبوردای این بلاگ، سطح ریسرچ و مقاله دادنای من رو کشف میکنی(!)، گرچه من خودمم همیشه گفتم و میگم که سطح علمی خاص که هیچ، حتی غیر خاص هم ندارم ولی خب شما لطف کردی و صفرش رو هم پیدا کردی(!)، لابد خودت خییییییییلی بلدی دیگه! حالا تعداد مقالات خودت هیچی، ولی تو فقط برا من چن نفر رو بیار که توی دو سه سال، به حالت عادی تونستن بیش از چار پنج تا مقاله بدن که اسمشون اول و دوم باشه (نیازی نیست تفسیر کنم که یعنی چی که؟!!). مطمئناً اگه این شیوه این قد راحت بود، همه نمی نشستن نیگای خودشون کنن و حتی برا دو سه تا مقالهء دکترا، دور خودشون بگردن!
لطفاً جَو را ول کرده و چشمان خود را باز کنید!