مالزی نشین!

برای دریافت مشاوره اقامتیِ مالزی به سایت های مربوطه مراجعه کنید، اینجا فقط مالزی نوشتهای یک مالزی نشین است

افشاگری در مورد دانشجوهای بورسیهء مالزی!!!
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠

در این پُست ما اول سعی میکنیم یه کم بعضی ملت رو زیر سوال ببریم! بعد اذعان عمومی رو روشن کنیم! بعد هم راهکارای میانبر ارائه بدیم و ملت رو چراغونی کنیم!!نیشخند پس بزن بریم:

من نمیدونم چرا ملت این قد ساده ان! میگما! یعنی چی هی میرین جلو ملت کلاس میذارین که ما بورس دانشگاهای مالزی هستیم؟ از کِی تا حالا بِرایت اِسپارک(brightsparks*) هم شده بورس؟ 

ماجرا از اونجا شروع شد که ما رفتیم ایران و اون هم رفت توی دانشگاه سابقش یه کارگاه آموزشی گذاش، بعد دوستای سابق ترش(!) که شده بودن مسئول پسئول های دانشگاه، هی جوگیر که: ها ما خب الان خودمون دیگه دستمون توو کاره و میتونیم خودمون رو از این ور توی ایران بورس کنیم برا مالزی و یه پولی بگیریم از ایران، از اون ور هم بورسیه مالزی شیم و یه پول از مالزی بگیریم و خلاصه که نونمون توی روغن فروشی(!) بعد حالا هر چی اون بگه: بابا بورس گرفتن از مالزی که به این راحتیا نیست که، صدتایی یه دونه خارجی رو بورس کنن... حقوق برا RA(ریسرچ اسیستَنت) و اینا میشه گرفت، ولی بورس به این راحتیا نیست (حقوقی که به research assistant ها میدن تقریباً نصف بورس هس). بعد از اون دوستا انکار که: نه عامو! فلانی هم حتی بورس گرفته توی مالزی! اصلاً تو چرا نگرفتی؟ خیلی راحته کهمتفکر!! (علم غیب به این میگن خب! ما سه ساله اینجاییم، نمیدونیم، اینا که هنو نیومدن، میدوننهیپنوتیزم!)

بعد وختی اومدیم، به طور اتفاقی اون طرف رو که اینا میگن بورس گرفته دیدیم. ازش پرسیدیم چه میکنی؟ هی بازم توو پُز که: ها بورس دارم!متفکر

ما: چیطوری؟ بورس چی؟ کشک چی؟ اون: همین برایت اسپارک دیگه!!!!! (حالا یه طوری هم میگه انگار ما گاگولیم! یا مثلاً برایت اسپارک اسم یه بورسیه است مثلاً که ما نمیدونیم!!) ما: وا!... حالا قراداد چن تا مقاله بستی؟ اون: اِن تا! ما: تعجب برا فوق ات هم همین کار رو کردی؟ پسره: ها! تازه اون موقع اِن منهای اِم تا بود! الان دیگه گفتیم ما که میخوایم اِن تا بدیم، اِم تا هم رووش!متفکر

خب حالا جهت روشن شدن اذعان عمومی عرض کنم که:

*برایت اسپارک یه قرارداد هست که با دانشگاه بسته میشه، مثلاً برای سه سال دورهء دکترا، ماهی این قد میدن، ولی به جای ماهی این قدر، این تعداد هم مقاله میخوان (البته میشه تعدادیش رو هم بعد از اتمام تحصیل داد. ولی مدرک رو نمیدن تا تموم نشه مقالاتِ قول داده شده). مقالات هم باید ISI باشه، ولی اصلاً روی ایمپَک فَکتورش گیر نیستن. البته روی تعداد و ترتیب نویسندگان هم گیر نیستن! شما اصلاً اسمت دهمین نفرِ یه مقالهء ١٠نفره باشه، فقط اسم باشه، ترتیب و تعداد مهم نیس...

حالا چی طور میشه که این اِن تا مقاله زاییده میشه؟! (حداقل حدود ده تا. مثلاً من برا یکی از دانشگاهای مالزی که میدونم، اگه ده تا قرارداد ببندن، برا سه سال، ماهی 3هزار رینگیت میده. اگه بشه 15تا، ماهی سه و پونصد)، این تعداد مقاله خب خیلی کار شاقّی هس. آدما عموماً برا همون دو سه تا مقاله ای که برا دکترا اجباری هست، تووش میمونن، چه برسه به این همــــــــــه...

اصولاً چنین افرادی که چنین قراردادهایی می بندن، یا: 1. استاد راهنماشون خودش اینکاره است و کلاً چَم و خَم مقاله دادن رو بلده که رد نشه (اصولاً مقاله هم مثل آیلتس، تکنیکش مهمه. وگرنه ممکنه توپ هم باشه ولی رد شه) و خب توی گروهش هر کی که مقاله مینویسه، اسم همهء گروه رو میزنن 2. طرف خودش یه جا استاد هم میشه همزمان و خب دانشجوهاش که مقاله میدن، اسم اونم پایین مقاله ها میره. 3. آدم پول میده و اسمش رو میزنن پای مقاله ها! (ببین! درسته کار علمی و اخلاقی ای نیس و اگه بعده ها بفهمن، برا طرف رسوایی علمی هس، ولی وجداناً می صرفه! من شنیدم و دیدم که مثلا هزاررینگیت میده طرف، یه مقاله اسمش میخوره. حالا فک کن برا 10 تا مقاله، ده هزار رینگیت بیشتر نمیده. یعنی عملاً حقوق سه-چار ماه از این سه سال رو! بعد بقیش رو میذاره جیبش، خوش خوش میگرده!!!چشمک البته این که آدم بتونه ملتی رو هم پیدا کنه که پول بگیرن و اسم بزنن هم مهمهچشمک یعنی کلاً فاز تکنیکی هسچشمک)

حالا هر کی میخواد بره بورس شه(!!!!!!!!!)، بره توی دانشگاه مد نظرش در مورد برایت اسپارک بپرسه و حالش رو ببرهچشمک حق کمسیون ما هم فراموش نشهنیشخند

پ.ن به مالزی نشینان محترمی که به خودشون مشکوک شدن(!): اولاً که من گفته بودم حق سکوت بدین! دُیّماً هم: خیلی ضایعین به خدا! خب همین کارا رو میکنین که کلاس کار دکترا های بدبخت رو هم میارین پایین دیگه! و یه طور جلوه میدین که انگار اینجا دکترا گرفتن از علافی هم راحت تره!!!! خب میخوای کار اقتصادی کنی، بزن توو کار بیزنس! چی کار داری علم رو خراب میکنی خب؟!نگران

پ.ن به بقیه: الکی در مورد محصلان بد فکر نکنین. این کار شدنی هست، ولی خیییییلی سخته. اون سه راهکار، به راحتی پیداشدنی نیست. من تا الان دو سه نفر رو بیشتر ندیدم که از این شیوه برا تحصیل استفاده کنن. وجداناً مقاله دادن، اونم این تعداد... اووووه اوووه اوووه... فقط گفتم که بدونین اگه کسی این قد پُز میده که بورسیه هس، یه کم دقت کنید، واقعاً بورس نیستن اکثـــــــــراً. پس خیال خام ورتون نداره!

البته بورس های دولتی و خصوصی وجود داره نه که نداره، ولی هزاران شرطه ها و شروطه ها دارن که بهتره هر کی میخواد خودش بره دنبالش. من فقط خواستم چیشاتون رو وا کنم نسبت به خیلی از پُز دادن ها...