مالزی نشین ِ سابق!

هر روز از یه گوشهء دنیا...

یک سال و نیمی میشه که دیگه اساساً اینجا ننوشتم. خیلی دلم برا اینجا تنگ شده. برای من مفهوم اصلی وبلاگ همیشه همین mn64 خودم بوده! یه حس آشنایی عجیب دارم بهش...

توی این مدت خیلی چیزا عوض شده! خیلی شرایطا! من... ما... زندگی!

دیگه ما دوتا نیستیم! من و مسترنیک حالا یه فسقل ریزه هم داریم! یه دخترک فسقلی پنج و نیم ماهه!

توی این مدت درس مسترنیک هم تموم شد تقریباً و دیگه منتظریم تا زمان دفاع رو بهش اعلام کنن همین روزا (دوتا اِگزمینرش جواب دادن، یکی دیگش مونده فقط) ... بعدشم خدا کریمه!

شماها چه میکنید؟ خوش میگذره؟ اصلاً کسی دیگه این طرفا هست؟ نیگای دور و بر که میکنم، اکثر بلاگ نویسا دیگه نیستن!! حال و هوا از دنیای بلاگستان رفته یه طورایی! ولی برا من همیشه وبلاگ حس خودش رو داشته! و هستم همیشه! حالا نه اینجا، ولی کلاً توی دنیای اینترنت زندم! گاهاً پراکنده مینویسم، ولی دلم همیشه اینجاست... شاید دوباره متمرکز بشم به صرفاً همینجالبخند

[ جمعه ٢۸ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۸:٢٤ ‎ق.ظ ]