مالزی نشین ِ سابق!

هر روز از یه گوشهء دنیا...

استرس فکرای این روزام ظاهرا خیلی بیشتر از چیزیه که خودم تصور میکردم. و ظاهرا از اون مدل آدمام که موقع اضطراب زیاد میفتم روی خوردن و خودم خبر نداشتم! البته خداییش اینطوری نبودم (پرخوری استرسی رو منظورمه) ولی خب آدمی مستعد تغییره دیگه! :پی

 این چن روز یعنی همچین افتادم روی فاز خوردن که دیگه خودمم از دست خودم عاجزم! نمیدونم شایدم یه طورایی فک میکنم که فقط باید بخورم که تموم شه!!! :)))) حالا انگار اگه بمونه چی میشه؟ گاها البته سعی میکنم بیشتر میوه و اینا در دسترس خودم بذارم، ولی به خودم که میام میبینم همه هله هوله ای دارم میخورم! هعییی! :(

بگذریم.... دیشب برا اولین بار در عمر هفت ساله ء مالزی نشینیم، رفتم میوه دوریان خوردم!! و در کمال ناباوری دیدم اصلا هم بد نبود! طوری که من رو به زور باید از اونجا میاوردی بیرون! اولش که میخواستیم بریم هی به خودم نق میزدم که: حالا یه روز دیگه میرفتیم! حداقل آخر هفته! توی این هوای بارونی ام شد وقت؟ ... ولی خب بعدش بابت تمام غرها از خودم معذرت خواهی کردم و همه غرهام رو پس گرفتم ؛)

+ استرس فکری مسایل جدید کم بود، این اخلاقای گند قبل از موعد خودمم زودتر تشریف آوردن! یعنی عملا دیشب کلا خواب تعطیل! پریشب هم که به خاطر زیاده روی در مصرف آلبالو خشکه نشد بخوابم! صبحی هم مسترنیک کله صب بیدارم کرده که اگه میخوای فلان خرید نتی رو پس بدی پاشو بسته بندیش کن که ببرم پست (البته جالبه که این همه وقت گذاشتیم، آخرش دیدم توی ایمیله نوشته فقط تعویض داریم، منم پشیمون شدم! فقط انگاری مرض بود من سه ساعت زود پاشم و یه مشت سر خودم و وسایل غر بزنم! والا)

خلاصه که الانم که اومدم بخوابم، فسقل در حال وول خوردنای قبل از بیدار شدنه! یعنی عملا خواب تعطیل! هعییی! حالم هم زیاد خوب نیس. حوصله هم ندارم! میدونم پاشم هم حتی به بهونه این بی اعصابی هم که شده (حالا اون استرس فکریه پیشکش!) پامیشم هی میخورم! بعد وجدان درد هم میگیرم دیگه بد از بدتر! (نگو نخور! نمیشه میفهمی!؟ نمیشههههه! :پی)

خدایی خیلی ذهنم درگیره... در ظاهر اوکی ام، ولی درونم غوغاست... همه فکری با هم! چی درسته؟ چی غلطه؟ اینقد ذهنه قاطیه که تازه منی که حتی سن نوجونی هم آنچنان جوشی نزدم، یه جوش به چه هرکولی وسط چشمم زده! واقعا توی چشممه به نظرم! گوشه کنار چشم از سمت دماغ(!)، دقیقا دو میلیمتر مونده بره توی حلق چشمم!!

در کنار تمام این گیجمولنگی ها مسلما مسایل فسقل و زندگیو...

[ جمعه ۱٥ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ]