پیش درآمد نوشت: هر جا که نیاز به توضیح مازاد بوده، لینکای مرتبط رو گذاشتم. میتونید کلیک رنجه بفرمایین!
من: یه دختر شیرازی هستم. اسمم مانیا هست. مانیا یعنی ستارهء کوچک. (معانی اسم مانیا(+)) متولد فروردین 64 هستم. (تولد شمار من!(+))
این عشقولی که گاهاً ازش مینویسم، همان همسر بنده می باشه. (ماجرای ازدواجم(+))
از سال 2008 (1387) برا ادامه تحصیل به مالزی اومدیم.
سابقاً توی ایران برق/الکترونیک خوندم. ولی الان دانشجوی نرم افزار هستم توی مالزی. عشقولی هم همچنان شاخه ای از برق میخونه.
خصوصیات کلی و اعتقاداتِ من:
- نیمچه مسلمونم! (یعنی مدل خودم اعتقاداتم رو دارم! زیاد اجبار خاصی در خیلی از دستورات نمیبینم!) و صدالبته که معتقدم هر کی مختاره اعتقاد خودش رو داشته باشه.
- سعی میکنم از سیاست به دور باشم (بخون کلاً صلح طلبم! به حدی که حتی دعوا و اینا هم بلد نیستم! یعنی شدیداً از دعوا میترسم با اجازتون! ولی تا دلت بخواد موقع بحث و اینا، آسمون ریسمون به هم می بافم و طرف رو توی فلسفهء من درآوردیِ خودم، میگیجونم!!)
- بسی عشقِ علافی نتی ام و نود درصد زمانم، توی نت حروم میشه!
- زیاد هم اهل تلویزیون و اینا نیستم! ولی کوه و دشت و دمن رو پایه ام!
- علاقهء وافری هم به تنقلات مخصوصاً لواشک ترشِ خونگی دارم!
- شدیداً تنبلم و اکثراً کارام رو به فردا پاس میدم.
- خدایا! شب امتحان رو نگیر از ما! (بخون شدیــــــداً شب امتحانی ام!!)
- ظاهراً آدم رسمی ای هستم! (ظاهره دیگه(+)! چه میشه کرد!) در ضمن شدیداً هم ساده میگردم و کلاً با فاز قِر و پوز میونهء خوبی ندارم... (گرچه بازم قیافم ظاهراً یه آدمی که خودش رو میگیره نشون میده! ولی خب یه سلام که کنم، لو میرم!)
- ناراحت که بشم، از چهرم میباره! (و بسی این معظلی می باشه برام! ولی واقعاً ناخودآگاهه! یعنی اصلاً بلد نیستم فیلم بازی کنم یا ظاهرسازی کنم)
- زیاد اهل اعتماد کردن به کسی نیستم (بخون تجربه مجبورم کرد!). به خاطر همین دوستِ خاصی ندارم به اون معنای دوست صمیمی و از این قِرتی بازیا!
- قبل از ازدواج زیاد آدم صبوری نبودم، ولی بعدش خیـــــــــلی تغییر کردم.
- همیشه همهء نق نق هام واسه مامانِ بیچارم بوده! (باور کن با اون از همه راحت ترم)
بلاگ نویسیِ من: از سال 82 وبلاگ مینوشتم. وبلاگم برام همیشه یه طور دفتر ثبتِ خاطرات و وقایع بوده. یا کلاً هر چیزی که برام اهمیت داشته. البته در این بین دوستانی هم پیدا کردم که کلی دوستشون دارم.
به زبونِ خودمونی و عامیانه مینویسم (گاهی هم لهجه شیرازی دارم توی نوشته هام!). البته خیلی کلمات هم اختراعیِ شخص شخیص خودم می باشه!
کلاً برا خودم و از خودم و زندگیم مینویسم. عموماً مخاطب خاصی ندارم. فقط اگه گاهی کمی مشکوک مینویسم، صِرفاً دلیلش اینه که: چون با اسم حقیقیِ خودم مینویسم، با یه سرچ ساده قابل پیدا شدن هستم در دنیای نت. و گاهی ترجیح میدم بعضیا ندونن بعضی چیزا رو!
نقد شدم!: اخیراً دو بار مورد نقد و بررسی (البته شما بخون هندونه زیر بغل زدن!) دوستان قرار گرفتم. در این دو لینک (یک(+) و دو(+)) میتونید اون نقدها و نظرات دوستان رو بخونین. این لینک ها هم نتیجه گیری هایی هست که خودم از اون نقدها کردم و یا توضیحاتی که برا شناختنِ بیشترِ این مانیای مالزی نشین، اضافه کردم. (یک.یک(+)/ یک.دو(+)/ دو.یک(+))
سوال از مالزی؟: من فقط مالزی نشین هستم، نه مالزی نویس! با این حال از اونجایی که قبل از اومدنم به مالزی، خیلی چیزا برا خودمم سوال بود که کسی متاسفانه درست و درمون بهم پاسخ نداد، و حس میکنم برا بقیه ای هم که قصدی به سمت این دیار دارن، شاید اینا سوال باشه، چن مطلب مرتبط نوشتم قبلاً که لینکشون سمت چپ بلاگم هست (مث: هزینهء زندگی در مالزی(+) و مناسب ترین راه سفر توریستی به مالزی(+)). و خب اگه احیاناً سوال دیگه ای باشه که در حد اطلاعات من باشه، با کمال میل در خدمتتون هستم. فقط خواهشاً اگه کسی سوالی داره، ایمیلی سوال بفرمایه (آدرس ایمیل، گوشهء سمت چپ بلاگ هست!). باور کنین اصلاً وقت این رو ندارم که به تک تک بلاگا سر بزنم و بگم فلان چیز شد فلان چیز! (آدرس ایمیلم: mn64.persianblog.ir@gmail.om)
لینک کردن و لینک شدن: همون طوری که به کسی زور نمیکنم که باید من رو لینک کنی، علاقه ای هم ندارم زورکی کسی رو لینک کنم!!! در ضمن به نظر من لینکیدین همدیگه، اجازه بازی نیس! علاقه ای هس!
سر زدن به بلاگم و به بلاگتون و بلاگشون(!): همون طوری که کسی رو زور نمیکنم به بلاگم بیاد، اصلاً هم علاقه ای ندارم هی کسی بیاد برام کامنت بذاره که "بیا به بلاگم سر بزن که به روز هستم" یا "من اومدم چرا تو نیومدی" و اِل و بـل! اگه میای که بیام، نیا بی زحمت! چون من اینجا رو برا دلِ خودم دارم مینویسم، نه برا جذب مشتری! و اگه جایی رو میخونم هم برا دلِ خودم میخونم، نه برا ابرازِ وجود!
وقتم به شدت محدوده. شاید یهو یه ماه نتونم به کسی سر بزنم. شاید هر روز سر بزنم... اجباری در این کار نمیبینم. ولی اگه تو می بینی، دور من رو خط بکش بالاغیرتاً!
اگه مورد دیگه ای به ذهنم اومد، متعاقباً اضافه میگردانم!